۱۸ خرداد ۱۳۸۹
۸ خرداد ۱۳۸۹
مجید جان دلبندم
-(با داد و فریاد) اَه بابا این خره ، عقل نداره.همه پولاشو میریزه تو جیب
: جوب!
-جیب
:جوب عزیزم
_جوب حالا...
۱۷ فروردین ۱۳۸۹
۲۱ اسفند ۱۳۸۸
زينده گاني
آری فرزندم
از مهارت های زندگانی همانا گشودن درب نوشابه* با قاشق و پرتاب سنگ به دریا آنچنان که هشت بار کمانه کند و سوت دو انگشتی است که چون هر سه را دریابی صفاست و سيتي و گر ندانی باقی عمر همه پشم باشد.
*روزي روزگاری بود ، زينهار امروز نوشاب تو را نگشاید.
اشتراک در:
نظرات (Atom)